مورد سوریه شبانه مرکزی آمریکا استانبول

مورد: سوریه شبانه مرکزی آمریکا استانبول عملیات نظامی اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار حوادث فاش‌شدن راز یک جنایت با زیرکی زن همسایه

زن میانسال بعد از اختلاف با شوهرش، او را به نحوه هولناکی به قتل رساند و درست هنگامی كه داشت جسد مثله‌شده را از آپارتمان خارج می‌كرد با زیرکی زن همسایه در دام ما

فاش شدن راز یک جنایت با زیرکی زن همسایه

عبارات مهم : جنایت

زن میانسال بعد از اختلاف با شوهرش، او را به نحوه هولناکی به قتل رساند و درست هنگامی كه داشت جسد مثله شده است را از آپارتمان خارج می كرد با زیرکی زن همسایه در دام ماموران پلیس گرفتار شد. این زن به خاطر کینه ای که از شوهرش داشت، او را کشت و سر و دستانش را برید.

به گزارش شهروند ؛ساعت ١٥ روز پنجشنبه گذشته، ماموران پلیس پایتخت در جریان کشف جسد مردی در یکی از ساختمان های خیابان پیروزی قرار گرفتند. آنها بلافاصله عنوان را در دستور کار خود قرار دادند و با حضور در محل اتفاق به تحقیق در این رابطه پرداختند. آنها بعد از حضور در محل با جسد مردی روبه رو شدند که دست ها و سرش بریده شده است بود. در تحقیقات زیاد مشخص شد که یکی از همسایه ها با دیدن لکه های خون در راهرو پی به راز یک جنایت برده و دست زن همسایه را رو کرده است.

این زن در تحقیقات زیاد به ماموران پلیس گفت: «در راهروی ساختمان بودم که ناگهان لکه های خون را روی راه پله ها دیدم. خیلی تعجب کردم، جهت همین لکه ها را دنبال کردم تا این که زن همسایه مان را دیدم. او پتویی که جسمی داخلش بود را با خود حمل می کرد. از این پتو بود که لکه های خون می چکید. جهت همین مشکوک شدم و با دقت زیاد دستان یک انسان را داخل پتو دیدم. خیلی ترسیدم و با سر و صدا همسایه های دیگر را صدا کردم. همان لحظه هنگامی که این زن جسد پتو پیچ شده است را روی زمین انداخت، ناگهان راننده تاکسی را دیدم که جلوی در منتظر بود. با شنیدن فریادهای من پا به فرار گذاشت. همان لحظه بود که متوجه شدم او منتظر این زن بوده است و احتمالا قرار بوده جسد را با هم به جایی ببرند؛ ولی با فریادهای من او فرار کرد و زن همسایه نیز دستگیر شد.»

فاش‌شدن راز یک جنایت با زیرکی زن همسایه

با این اظهارات، جسد مرد میانسال به پزشکی قانونی انتقال یافته و زن میانسال بلافاصله از سوی پلیس دستگیر شد. او تحت بازجویی قرار داده شد و با اعتراف به این جنایت به ماموران پلیس گفت: «١٧ سالی می شد که با شوهرم ازدواج کرده بودم. اوایل زندگی بدی نداشتیم.

صاحب یک دختر شدیم و در کنار هم خوشبخت بودیم؛ ولی بعد از گذشت مدتی با هم به اختلاف خوردیم. اختلافاتمان روز به روز زیاد می شد و من و شوهرم هر روز زیاد از هم فاصله می گرفتیم تا این که این آخرهای از هم جدا زندگی می کردیم. من در کنار دختر ١٥ ساله ام زندگی می کردم و شوهرم از منزل رفته بود. جهت همین خیلی از دستش عصبانی بودم. کینه ام روز به روز زیاد می شد تا این که تصمیم گرفتم، او را به قتل برسانم. خیلی عصبانی بودم و به دنبال راهی جهت انتقام می گشتم. قتل عالی ترین انتقام بود. جهت همین روز اتفاق با شوهرم تماس گرفتم و گفتم که دلم برایش تنگ شده است هست. به بهانه دلتنگی او را به منزل ام کشاندم. دخترم در منزل نبود. هنگامی که رسید و نشست و با هم صحبت کردیم، در همان حین به او نوشیدنی مسمومی که از قبل تهیه کرده بودم را خوراندم.

زن میانسال بعد از اختلاف با شوهرش، او را به نحوه هولناکی به قتل رساند و درست هنگامی كه داشت جسد مثله‌شده را از آپارتمان خارج می‌كرد با زیرکی زن همسایه در دام ما

شوهرم به محض خوردن این نوشیدنی بیهوش شد. بعد از بیهوشی با جسمی سخت ضربه ای به سرش زدم. بعد از این که او را کشتم، باید جسد را از آپارتمان خارج می کردم. به همین علت جهت این که بتوانم راحت تر جسد را خارج کنم، مجبور شدم دست ها و سرش را قطع کنم. با چاقو جسد را مثله کردم و یک ماشین به صورت دربست کرایه کردم. جسد را پتوپیچ کردم و داشتم از منزل خارج می شدم که ناگهان زن همسایه دستم را رو کرد. اگر او مرا نمی دید، کسی متوجه این جنایت نمی شد. اصلا تصورش را هم نمی کردم که به این زودی دستم رو شود و دستگیر شوم. الان فقط دلواپس دخترم هستم. اصلا دوست ندارم که متوجه این ماجرا شود و بداند که پدرش را کشته ام. من فقط عصبانی بودم و می خواستم از شوهرم انتقام بگیرم.»

با اعترافات این زن، وی با قرار قانونی در اختیار ماموران پلیس آگاهی قرار داده شد و تحقیقات در رابطه با روشن شدن زوایای پنهان این پرونده و شناسایی همدستان احتمالی این زن از سوی پلیس ادامه یافت.

واژه های کلیدی: جنایت | زندگی | انتقام | اخبار حوادث

نویسنده : getblogs